محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1535

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

فاريابى فرمايد : بيت چو خنجر تو همه ابر رحمتست چرا * هزار صاعقه در جان همگنان افكند و همگان نيز گويند چنان كه حكيم فرخى گويد : بيت مرمرا حاجت آمدست امروز * بسخن گفتن شما همگان هنگين « 1 » - [ به وزن رنگين ] يعنى پرزور و صاحب قدرت [ 1 ] . مثالش شيخ آذرى گويد : بيت شعر پرمغز بايد و هنگين * پوست هرگز مباش گو رنكين همان « 1 » - [ بفتح ها و واو ] نام كوهى است كه ايرانيان به آن ملتجى شده بودند . مثالش حكيم قطران گويد : بيت بيچاره عدو بر تو كند زور بچاره * گر كوه هماون بتوان سود بهاون هميدون - در نسخهء حسين وفائى همچنين باشد و در شرفنامه بمعنى هم‌اكنون آمده [ 2 ] . بمعنى اول حكيم لامعى جرجانى گويد : نظم « 2 » ز روم امسال با اقبال و فيروزى و فتح آمد * هميدون سال ديگر با سرور از قندهار آيد « 3 » هين - بمعنى بشتاب باشد . و سيل را نيز هين گويند . بهر دو معنى شمس فخرى گويد : شعر بدرگه تو سعادت بتاب مىآيد * بديد دولت و گفتش مكن توقف هين ز زندگى چه تمتع برد عدو چون او * اساس عمر نهادست بر گذرگه هين و در تحفه بمعنى گفتن نيز آمده . اما او درين قول منفردست [ 3 ] . هيناهين - شتابزدگى باشد . مثالش حكيم انورى گويد : بيت رخنه‌اى كرد نظم حال مرا * در چنان داروگير و « 4 » هيناهين

--> ( 1 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » است . ( 2 ) - كلمه از « ن » است . ( 3 ) - « س » : آمد . ( 4 ) - واو از « ن » است . ( 1 ) برهان ندارد . ( 2 ) برهان گويد مخفف « هم ايدون » است يعنى همين دم و همين ساعت و همچنين و همين‌جا و هم‌اكنون و همين نفس و معنى بيك ناگاه نيز دارد . ( 3 ) برهان گويد بمعنى اين و اينك باشد و به عربى هذا گويند و كلمه‌ايست بمعنى بشتاب كه در محل تأكيد و امر گويند يعنى زود باش و بشتاب .